ماه محرم
1- قصه گویی عاشورایی
2- معرفی شخصیت کودکان در واقعه کربلا
3- فضا سازی مرکز به مناسبت این ایام
4- معرفی واقعه کربلا برای دانش آموزان و اعضا
5- نقاشی واقعه ظهر عاشورا از دید کودکان


1- قصه گویی عاشورایی
2- معرفی شخصیت کودکان در واقعه کربلا
3- فضا سازی مرکز به مناسبت این ایام
4- معرفی واقعه کربلا برای دانش آموزان و اعضا
5- نقاشی واقعه ظهر عاشورا از دید کودکان



سلام ... گریه ی من
به خاطر شما نیست
ولی به من بگو پس
دلیل گریه ها چیست ؟
قبول کرده ام من
که آب ، تشنه ات بود
دل تو بود دریا
تو را چه کار با رود ؟
تمام لحظه هایت
اطاعت از خدا بود
و فصل دیگری از
کتاب کربلا بود
سلام ، من شما را
کنار آب دیدم
و از درون خیمه
عمو عمو شنیدم ...
اگرچه مشک تشنه
کنار نهر، جا ماند
اگرچه دستهایت
زشانه ها جدا ماند
ولی تو مهر خود را
به بچه ها رساندی
به عهد خویش با نور
تو پایبند ماندی
سروده : حمید هنرجو

بشنو از نی چون حکایت ها کند
از سر ببریده ای هر دم حکایت ها می کند
بشنو از نی چون شکایت ها کند
وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند
بشنو از نی در ره دلدادگی
در زه دلدادگی فرزانگی
بشنو از نی آن به غایت راستین
حامل راس حسین اندر زمین
بشنو از نی از زمین کربلا
ناله و نفرین و آه و نینوا
بشنو از نی چون حکایت ها کند
از بدی های زمین هر دم شکایت ها کند
بشنو از نی از زبان اهل دل
راستگویان در سرای اهل دل
بشنو از نی واقعه از کربلا
کاروان کی میرسد در نینوا ؟
بشنو از نی ، آن زمان سلطان حسین
بی بدن قرآن قرائت می کند راس الحسین
تیرها ای تیرها !
نرم و بازیگوش از من بگذرید
مثل باران ، مثل آه
از گلو سینه و تن بگذرید
ناگهان تیری وزید
خون گرمی در هوا فواره زد
یک سوال سرخ بود
آمد و خود را به قلبی پاره زد
ظهر بود و آسمان
طرحی از داغ و دریغ و درد
توی آن ، خورشید نیز
داستان : هیولایی به نام پروانه
نویسنده : سایان امین پور
گروه سنی : ب
کلاس دوم ابتدایی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کردستان
مرکز فرهنگی هنری بیجار
روزی روزگاری در یک باغ بزرگ دو گل زیبا زندگی می کردند . درختی هم کنار آنها زندگی میکرد . بعضی وقتها گلها می رفتند و از درخت ، میوه میچیدند . یکی از گلها گفت : « یک چیزی در آسمان پرواز میکند . »
گل دیگری جواب داد : « حتما آن یک هیولا است .» آنها خیلی ترسیدند و زیر درخت قایم شدند . و بعد از مدتی از زیر درخت بیرون آمدند .
گل اولی گفت : « آن یک هیولا نیست آن یک دیو است !!»
گل دوم گفت : « شاید آن یک حشره باشد » ولی باز گل اولی گفت : « هیچ حشره ایی شبیه هیولا نیست ، پس ممکن نیست آن یک حشره باشد »
درخت از اول ماجرا را تماشا کرده بود و می دانست آن چیست . درخت خنده ای کرد و گفت : « آن یک حشره است به نام " پروانه " . پروانه صدای آنها را شنید و پایین رفت و با دو گل و درخت دوست شد .
کاش یک پنجره بودم
نوشته : شکوه آقا میرزایی
کلاس دوم ابتدایی
مربی : سید یاسر هاشم زاده
کاش یک پنجره بودم . پنجره ای رو به کوچه و رو به خانه ی خانم خرگوشه . مامان خرگوشه هر روز مرا با دستمال تمیز میکرد . اما ...اما... نه ... نه ... بچه خرگوش ها با توپ فوتبال می زنند و مرا زخمی میکنند . من دوست ندارم رو به کوچه و خانه ی خانم خرگوشه باز شوم . پس دوست دارم پنجره ای باشم رو به یک شهر بزرگ . و در آن جا خیابان ، فروشگاههای بزرگ و ... را ببینم . وای وای ... اما نه ، دود کارخانه ها و ماشین ها باعث آلودگی محیط زیست می شوند . تازه باعث می شوند که تمام شیشه های من کثیف بشوند . من نمی خواهم رو به شهر بزرگ باز شوم . دوست دارم پنجره ای باشم رو به جنگل . رو به سرسبزی و رو به طبیعت . اما باز هم نه ... بعضی از خانواده ها می آیند و کنار گلها و درختها آتش روشن میکنند و یا زباله می ریزند . من دوست ندارم رو به جنگل باز شوم . دوست دارم رو به دریا و رو به رنگ آبی باز شوم . در آنجا ماهی ها را ببینم که با خوشحالی شنا می کنند . اما خیلی از آشغالها ، فاضلابها و مواد سمی وارد دریا می شوند و برای ماهی ها و دیگر جانوران دردسر ایجاد می کنند و من دوست ندارم این صحنه ها را ببینم . دلم می خواهد پنجره ای باشم در ذهن یک کودک کلاس اولی ... پنجره ای باشم در ذهن او که فقط موفقیت و تلاش و کوشش را ببینم . من در آنجا هیچ دردسری نمی بینم و فقط نترسیدن و جلو رفتن را می بینم .. آری من دوست دارم پنجره باشم پنجره ای در ذهن کودک کلاس اولی .
انیمیشن " پولک هایی که ستاره شدند " برنده جشنواره کشوری سفر به فضا شد . این انیمیشن توسط اعضا مرکز بیجار و مربی فرهنگی مرکز سید یاسر هاشم زاده ساخته گردیده است .
انیمیشن "پولکهایی که ستاره شدند" داستان ماهی را به تصویر میکشد که در داخل تنگ خود روی پنجره خانه ای با ماه و ستاره دوست شده و هر شب با هم بازی میکنند اما اتفاقی ناگوار او را از دوستانش جدا میکند . پنجره توسط آجرهایی مسدود میشود و ماهی در فراق دوستانش ناراحت و غمگین میشود و سرانجام تصمیم میگیرد پولکهای خود را از بدنش جدا کرده و روی دیوار آجری بیاندازد و خودش هم شکل ماه به خودش میگیرد و خود را روی دیوار آجری نصب میکند تا حضور ماه و ستاره ها را تداعی کند .
عوامل ساخت انیمیشن :
ساخت عروسکهای خمیری وانیماتور :
فاطمه محمد میرزایی
سحر شریفی
روشنک الوندی
هانیه نوری
سید الهه میرآقایی
عکس : روشنک الوندی ، سحر شریفی
تدوین و صدا گذاری : سید یاسر هاشم زاده
تهیه کننده : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کردستان _ بیجار

