ماه مهربان در قلب کودکان بیجاری

برگزاری مراسم جشن و سرور با عنوان ماه مهربانیها

مرکز فرهنگی هنری بیجار به مناسبت اعیاد شعبانیه و مراسم ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت قائم (عج) اقدام به برپایی مراسم جشن و سرور با عنوان ماه مهربانیها " نمود .

پروین دربانی مربی مسئول مرکز بییجار در ادامه خبر گفت : در این مراسم فعالیت هایی همچون معرفی سسجد جمکران و نحوه ساخت آن ،مسابقه حضوری درباره نیمه شعبان  ، کارگاه نقاشی و ادبی در این باره انجام گردید که کلیه اعضا کودک و نوجوان مرکز از این برنامه استقبال نمودند .

برگزاری مسابقه کارت تبریک سازی به مناسبت میلاد منجی عالم بشریت ابا صالح المهدی (عج)

مرکز فرهنگی هنری بیجار به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) اقدام به برگزاری مسابقه کارت تبریک سازی با عنوان "شمیم ظهور " نمود در این مسابقه کلیه اعضا کانون با ساخت کاغذ تزئینی ابر و باد و نوشتن دل نوشته های خود بر روی آن ، کارت تبریکهایی به مناسبت نمیه شعبان ساختند  .

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.



«فاطمه، فاطمه است»

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

مقام حضرت زهرا (س)

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

میلاد حضرت مسیح (ع)

مسیح کلمه ای است عبری به معنی « مبارک» بنا به منابع متعدد و مختلفی که وجود دارد ، اختلاف نظرها بر سر سالروز تولد حضرت مسیح (ع) میان بزرگان مسیحیت و تاریخ نگاران چنان زیاد است که نمی توان روز و حتی سال خاصی را بعنوان روز و سال میلاد این پیامبر بزرگ مشخص کرد . با این حال تولد حضرت مسیح (ع) مبدا تاریخ میلادی در نظر گرفته شده است و سایرحوادث تاریخی را با میلاد وی می سنجند .

تولد حضرت مسیح(ع) یکی از معجزات زندگی وی به شمار می آید . بطوریکه پس از بدنیا آمدنش ، هنگامی که مردم مادر او را سرزنش و نکوهش می کردند ، حضرت مسیح (ع) در گهواره زبان باز کرد و گفت : « من بنده خدایم و او به من کتاب آسمانی داده و مرا بعنوان پیامبر خود برگزیده است . پس درود بر من ، روزی که زاده شدم و آن روز که بمیرم و روزی که دوباره زنده شوم .»

 

شهیدان کربلا

شهیدان کربلا

1- ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) ) :

کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .

امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا(ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت در باره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...

وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی بر خوردار بود ، علم، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت، تواضع، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .

پس از شهادت پدرش امامت به امام حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح میان امام مجتبی (ع) و معاویه ، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند . با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد . اما سید الشهدا که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و بادرسافت پاسخ کوفیان در بیعتتشان با مسلم بن عقیل ، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .

پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل اوضاع عراق نامطلوب ساخت و سید الشهدا که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیروهای یزیدی نشد و سر انجام در روز عاشورا در آن سرزمین مظلومانه و تشنه کام ، همراه فرزندان و اصحابش به شهادت رسید . از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سر چشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید .

 عید سعید غدیر خم ، هنگام اکمال دین و اتمام نعمت ، روز اعلام و اثبات خط خداوندی علی (ع) ، موسم پیوند عطر آگین نبوت و امامت بر تمامی رهپویان حق خجسته و فرخنده باد . 


سال دهم هجرت بود و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت محمد (ص) از آخرین سفر حج خود باز می گشتند . تعداد زیادی از مسلمانان که تعدادشان را یکصد و بیست هزار نفر نیز گفته اند ، ایشان را بدرقه می کردند تا اینکه همگی به مکانی به نام «غدیرخم» رسیدند .

ظهر روز هیجدهم ذی الحجه پیک وحی بر رسول نازل شد و از جانب پروردگار پیامی آورد . پیامبر گرامی دستور دادند همه در آن بیابان بی آب و علف زیر آفتاب سوزان توقف کنند و از جهاز شترها منبری بسازند تا رسول خدا با آنان سخن بگوید. رسول خدا پس از حمد و ثنای پروردگار ، رو به همگان فرمود : « ای مردم ، آیا من به شما از خودتان اولی تر و سزاوارتر نیستم ؟» همه یکصدا پاسخ دادند که چنین است . ایشان سپس فرمودند :« من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم . یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم .» سپس دست حضرت علی (ع) را در دست گرفتند و فرمودند : « هر کس من مولای او هستم علی هم مولای اوست. » به این ترتیب پیامبر گرامی اسلام (ص) ، حضرت علی (ع) را بعنوان جانشین خود معرفی کردند و فرمودند : « خدایا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار کن. »

عید سعید غدیر خم ، بزرگترین عید مسلمانان جهان است . مسلمانان این روز را بسیار گرامی می شمارند و جشن می گیرند  و همچنین به این روز «عید الله اکبر» (یعنی بزرگترین عید خدا) گفته می شود زیرا در چنین روز بزرگ و مبارکی ، اولین امام مسلمانان جهان از سوی پروردگار تعیین شد .

شهادت امام محمد باقر ع را تسلیت عرض می نماییم

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .


شهادت امام محد باقر ع

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .

پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند .

او همیشه می گفت

از خدا و اسلام

چون که از سوی خدا

پیشوا بود و امام

 

او به موری حتی

نرسید آزارش

جعفر صادق بود

راستگویی کارش

سروده : (شاهد)

شهادت امام جعفر صادق (ع) را بر همه مسلمانان جهان تسلیت عرض می نماییم

شهادت مولای مسلمانان جهان تسلیت باد

شب نوزدهم ماه رمضان شب ضربت خوردن حضرت علي (ع) بر عموم مسلمانان خاصه شيعيان تسليت باد. در شب قدر از روح بلند مولي علي (ع) براي درك فضيلت شب قدر استمداد مي طللبيم.


....على عليه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار نمود و سپس بمحراب رفت و بنماز صبح ايستاد و چون بسجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشير زهر آلود در حاليكه فرياد ميزد لله الحكم لا لك يا على ضربتى بسر مبارك آنحضرت فرود آورد و شمشير او فرق مبارك علي (ع) را تا پيشانى شكافت.
خون از سر مبارك على عليه السلام جارى شد و محاسن شريفش را رنگين نمود و در آنحال فرمود :

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.(سوگند بپروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود: منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى (شما را از خاك آفريديم و بخاك بر ميگردانيم و بار ديگر از خاك مبعوث‏تان ميكنيم) و شنيده شد كه در آنوقت جبرئيل ميان زمين و آسمان ندا داد و گفت:
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقياء. (بخدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسيد و بدبخت‏ترين اشقياء او را شهيد نمود.)

روایت شده، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت.

 

شاید این جمعه بیاید شاید ....

با سلام خدمت آقای خوبم ، امیدورام هر چه زود تر ظهور کنید . آقای من ، مولای من دوست دارم وقتی که ظهور کردید تمام مریض ها شفا پیدا کنند ، نیازداران بی نیاز و کشور ایران پایدار و سربلند باشد و امیدوارم بچه های مظلوم نجات پیدا کنند و تمام دانش آموزان کشورمان درسهایشان موفق و موید باشند .

 نسیم آقا میرزایی

 

به نام خدا

شنیده ام تو می آیی و عدالت هم با تو می آید انشالله خیلی زود ظهور می کنی

اگر تو بیایی و رهبر ما شوی ما دیگر غم نداریم دیدن تو باعث می شود که مردم خوشحال شوند  من به هر حال خیلی خوشحالم که مسلمانم و چشم انتظار تو

 شکوه آقا میرزایی

 

همه ما مسلمانان هر روز، هرشب چه خواب چه بیدار و چه در حال نماز به یاد تو هستیم و همیشه در انتهای نماز از پروردگار خویش می خواهیم که روزی ظهور کنید تا تمام انسانهای نادان و انسانهای با ایمان را از یکدیگر جدا ، حق و باطل را جدا ،

بعضی از انسانهای خدا نشناس حق ما کودکان را می خورند مگر فقط شما حق ما کودکان را از این انسانها بگیرید همه ما مسلمانان  منتظر ظهور شما هستیم کاش ما هم یکی از یاران وفادار شما بودیم

 فائزه قره داغی

 

 

ای امام زمان عزیز من از شما می خواهم که هر چه زود تر ظهور کنید ، من شما را خیلی دوست دارم و همیشه آرزو داشتم که شما راببینم و حرف دلم را به شما بگویم ، ای امام زمان مهربان شما اگر ظهور کنید آدم های خوب و بد مشخص می شود ما همه بچه ها آرزویمان این بوده که شما را ببینیم ای امام زمان یک شعر توی نامه ام می خواهم برای شما بنویسم امیدوارم خوشتان بیاید :

آقا امام زمان

ای صاحب زمان

ظهور کن تا شاد بشیم

مثل گلها وا بشیم

حاجت ما بچه ها

باشد ظهور شما

 فائزه خان احمدی

 

سلام امام زمان حالت خوبه چند تا حرف برات دارم اگه دلت می خواد گوش کن امام زمان زود تر ظهور کن آخه دنیا پر از بدی شده بیا پایین و بد ها رو از بین ببر تازه منم دلم میخواد تو روببینم صداتو بشنوم این ارزومه خوب این همه برات حرف زدم دیگه حرفی ندارم خدا نگه دار از طرف مهرناز اسدی به امام زمان

 

ای کاش جمعه ای بیاید که تو همراه آن باشی ، شب های جمعه برای ظهورت آیة الکرسی می خوانم امام من امیدورام روزی پا بر جهان بگذاری که تمام مردم دنیا از ظلم و ستم دست بردارند و همه به سوی خالق هستی باشند و به فرمان او گوش بفرمان باشند تو را دوست دارم و هر شب برای ظهورت دعا می کنم  زود تر بیا...

 صبا خدابخشی

 

 آقای من بیا بیا ، تو را به عطر نرگسهای منتظر در راهت سوگند می دهم که بیایی تا جهان بجای بوی خون و دود وباروت بوی گلهای عطر آگین راهت را بگیرد بیا تا خورشید دوباره رمق تابیدن بگیرد و جوی ها رمق و قدرت روان شدن بیابند ، تو را به دستهای گره شده به آسمانم که شبهای جمعه بالاتر می روند قسم می دهم که بیایی ، مولای من بس وجودت عزیز است که تمام دنیا برای دیدنت لحظه شماری می کنند پس بیا تا همه ما تمام نرگس ها را به پایت بریزیم پس بار دیگر صدایت می زنم با آوای اللهم عجل لولیک الفرج

 یکی از منتظرانت

نگار زمانی

 

 

ای مولای من هر جمعه با امید این که ظهور میکنی از خواب بیدار می شوم هر جمعه خانه را به امید ظهور تو آب و جارو می کنم . ای امام من خیلی دوستت دارم فقط از خدا می خواهم ظهور کنی تا دنیا گلستان شود امام من می خواهم آرزوهایم را بر آورده کنی ، می خواهم وقتی ظهور می کنی زنده باشم تا روی آسمانی شما را ببینم ، دیگر هیچ از خدا نمی خواهم جز اینکه شما را حفظ کند

 از بنده خدا به امام زمان

پریوش سلطان ویس

 

                                                      به نام خالق هستی

سلام ، سلامی به گرمی آفتاب و به روشنایی تو یا صاحب زمان ، آری به روشنایی تو که از خورشید هم روشنایی تری ودلی پاک داری  که از همه ی  قلب ها صاف تر است ، یا صاحب زمان من از تو خواهش دارم که زود تر ظهور کنی و جهان و دنیا را پاک و روشن کنی مثل خودت که اینقدر پاک و روشنی ، یا صاحب زمان من چند تا دعا دارم که می خواهم برایم برآورده اش کنی 1- که همه مریض ها را شفا دهی 2-تمام مردم جهان نماز خوان شوند 3- که خودت هر چه زود تر ظهور کنی 4- هیچ کس غصه ایی نداشته باشد آمین ....

 مهسا حیدر نیا  

ولادت حضرت علی اکبر ع

زندگی نامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،(1)سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.

پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.(2)

او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد . ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست. بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته   است. (3)

نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم.

 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. (4)

در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.(5)    اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.

امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.

به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،

گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. (7)    

علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.

امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا.(8)

(فرز ندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا)

در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله  و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود.(9)

اما از اين كه وي از امام زين العابدين(ع)، فرزند ديگر امام حسين(ع) بزرگتر يا كوچك تر بود، اتفاقي ميان مورخان و سيره نگاران نيست. روايتي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر اين كه وي از جهت سن كوچك تر از علي اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لي اخ يقال له عليّ اكبر منّي قتله الناس ...(10)مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام  در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است و در سلام زيارت عاشورا منظور از وعلي علي ابن الحسين آقا علي اكبر عليه السلام مي باشد.


 


پی نوشت ها:

1.    مستدرك سفينه البحار (علي نمازي)، ج 5، ص 388.

2.    أعلام النّساء المؤمنات (محمد حسون و امّ علی مشكور)، ص 126؛ مقاتل الطالبين (ابوالفرج اصفهانی)، ص 52.

3.    مقاتل الطالبين، ص 52؛ منتهی الآمال (شيخ عباس قمی)، ج 1، ص 373 و ص 464.

4.    منتهي الامال ، ج 1، ص

5.    مقاتل الطالبين، ص 53.

6.    منتهي الآمال، ج 1، ص 375؛ الارشاد (شيخ مفيد)، ص 459

7.    منتهي الآمال، ج 1، ص 375

8.    همان

9.    همان و الارشاد، ص 458

10. نسب قريش (مصعب عبن عبدالله زبيري)، ص 85، الطبقات الكبري (محمد بن سعد زهري)، ج 5، ص 211 و برگرفته از سایت تبیان می باشد

ولادت حضرت ابوالفضل علیه‏السلام

ولادت

چهارم شعبان، سال‏روز ولادت پرچم‏دار بزرگ کربلا، حضرت عباس‏بن علی علیه‏السلام است. عباس‏بن علی علیه‏السلام در سال 26 هجری قمری، در مدینه، دیده به جهان گشود. وی در دامان امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام و مادر گرامی‏اش به گونه‏ای پرورش یافت که به مظهر غیرت، ایثار و شجاعت، بدل گشت. عباس‏بن علی علیه‏السلام در طول حیات خویش از محضر پدر و برادرانش، بیشترین بهره را برد و جامع فضایل نیکو گردید. آن بزرگوار آن چه را از محضر آن سه امام معصوم آموخته بود، در کربلا آشکار ساخت و حماسه ساز نام‏آور عاشورای حسینی شد.

طلوع ماه در مدینه

عباس علیه‏السلام فرزند امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام در چهارمین روز از شعبان سال 26 هجری قمری، دیده به جهان گشود. میلاد عباس، نوری دیگر به این هستی بخشید و دل‏های شیفتگان امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام از شور و عشق، لبریز گشت. چهره‏ی علاقه‏مندان اهل‏بیت علیهم‏السلام را شبنم شادی فراگرفته بود و هریک برای دیدار نورسیده‏ی مولای خویش بر یکدیگر، پیشی می‏گرفتند. هنگامی که نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید این طفل نیک‏بخت فرو نشست، امام علی علیه‏السلام با واژه‏ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد. عباس یعنی شیر بیشه‏ی شجاعت و قهرمان میدان نبرد.

دوران کودکی

باید در لحظه لحظه‏ی دوران کودکی عباس علیه‏السلام ، به دقت اندیشید؛ زیرا در همه‏ی این دوران شیرین و حساس زیر نظر و عنایت کانون عصمت و طهارت بوده است. او در دوران کودکی از دانش و زهد و تقوا و ایثار و عبادت و شجاعت پدر ـ که آیت بی‏همتای همه‏ی کمال بشری است ـ الهام می‏گیرد و می‏کوشد خود را آن‏گونه بپروراند که ایده‏آل و مطلوب پدری بزرگوار چون علی است.

فضایل

پرچم‏دار کربلا و پاسدار حرم اهل بیت مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ؛ حضرت عباس علیه‏السلام ویژگی‏ها و فضایل فراوانی دارد که القاب و کنیه‏های آن حضرت، نشان‏گر برخی از آن‏هاست. ماه بنی‏هاشم، از جمال او حکایت دارد. سقای کربلا، از فداکاری عباس علیه‏السلام در رساندن آب به اهل‏بیت علیهم‏السلام حکایت می‏کند. قهرمان علقمه و پرچم‏دار کربلا، شجاعتش را بازگو می‏کند. پاسدار حرم، گواه جانبازی او در راه اهل بیت علیهم‏السلام است. باب‏الحوایج، شکوه او را نزد خداوند، نشان می‏دهد و سرانجام، عبد صالح، از عظمت معنوی عباس بن علی علیه‏السلام حکایت دارد.

عباس علیه‏السلام در کلام امام سجاد علیه‏السلام

بزرگی و عظمت مقام عباس‏بن علی علیه‏السلام به گونه‏ای است که امامان معصوم علیهم‏السلام در موارد متعدد بر فداکاری‏ها، جانبازی‏ها و عظمت شخصیت آن بزرگوار تأکید فرموده‏اند. امام سجاد علیه‏السلام که خود در کربلا حضور داشت و شاهد فداکاری‏های عمویش بود، درباره‏ی حضرت عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثار و جانبازی، در راه برادرش جانبازی کرد تا آن که دست‏هایش قطع شد و خداوند به جای آن، دو بال به او داد که با آن‏ها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند؛ همان‏گونه که برای جعفربن ابوطالب قرار داده شد. عباس را در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همه‏ی شهدا به آن غبطه می‏خورند».

عباس علیه‏السلام در کلام امام صادق علیه‏السلام

امام صادق علیه‏السلام ، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام را به عنوان کسی معرفی می‏کند که از ایمان استوار و بینش نافذ برخوردار بوده و در راه امام بزرگوارش به جهاد برخاسته است. ایشان می‏فرماید: «عمویم؛ عباس، بصیرتی نافذ و ایمانی محکم داشت. او به همراه برادرش حسین علیه‏السلام جهاد کرد و به افتخار شهادت رسید». آن حضرت هم‏چنین درباره‏ی اخلاص و ارزش جهاد حضرت عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «شهادت می‏دهم و خدا را شاهد می‏گیرم که تو در راه جنگجویان بدر و مجاهدان راه خدا گام نهادی و در جهاد با دشمنان خدا، اخلاص ورزیدی و در نصرت اولیای خدا، خلوص نشان دادی و از دوستانش دفاع کردی... شهادت می‏دهم که تو هر چه در توان داشتی، انجام دادی».

مظهر شهادت

سلام بر ابوالفضل، فرزند امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام ؛ که با جانش با حسین علیه‏السلام مواسات ورزید، از دنیایش برای آخرت بهره برد و خود را فدای برادر کرد. روزهای آغازین ماه شعبان، ولادت این دو برادر را در خود دارد؛ دو برادر بزرگواری که نام‏شان در ذهن هر مؤمن شیفته‏ای، تداعی‏گر قلّه‏های بلند حماسه و سرافرازی است. حسین و ابوالفضل علیهماالسلام ، نام‏های قدسی هستند که چشم‏اندازی از اخلاص، عبودیت، دلیری و ایثار را پیش دیدگان آدمی می‏گشایند و در درون او، تواضع و حیرتی وصف ناشدنی را برمی‏انگیزانند. حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پرچم‏دار لشکر اخلاص و شهادت، مظهر دلدادگی به معبود، و نمود مجسمی از یک انسان کامل است. او بزرگ‏مردی حماسه آفرین است که در قیامت، شهیدان بر مقام او رشک می‏برند. او پرچم‏داری است که یادمان دلاوری و آزادگی وی، پیوسته در تاریخ جاری است. سلام همه‏ی صالحان و پاکان، بر روان پاک آن دریا دل باد؛ سلامی تا سپیده‏دمان ظهور.

طلیعه‏ی آگاهی

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پرچم‏داری است که ولادتش، طلیعه‏ی آگاهی، ایمان، دلاوری و آزادگی است. او بیرق‏دار فریادگری است که در دشت نینوا بر شب تاخت و هیمنه‏ی دروغین تیرگی‏ها را درهم ریخت. آن والا مرد، برزگر عشق، در دشت خون و رهایی شد. عزیزی که فداکاری‏ها و ایثارگری‏هایش، اندیشه‏های سبز ایثارگران ما را به نور و روشنایی هدایت کرد و باغستان تفکر جانبازان رشید ما را، سرسبزی و طراوتی جاودانه بخشید. ولادت با سعادت قمر بنی‏هاشم؛ حضرت عباس علیه‏السلام و روز جانباز را به محضر سید و مولای جانبازان، حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای(مدظله‏العالی) تبریک می‏گوییم و برای همه‏ی جانبازان، آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

رزم آوری

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام سواری خوش سیما و تنومندی است که در زیبارویی، «ماه بنی‏هاشم» خوانده می‏شد و در تنومندی به گونه‏ای بود که چون بر قوی هیکل‏ترین اسبان می‏نشست، پاهایش بر زمین کشیده می‏شد. در قدرت و رزم‏آوری چونان شیر خشمگین بر لشکر کفر و الحاد می‏تاخت؛ به قدری تار و مارشان کرده بود که دیدن او، دل دشمن را به لرزه می‏انداخت. گروه گروه افراد با چهره‏هایی وحشت‏زده از پیش او می‏گریختند و دلاوران لشکر آن گروه نامسلمان، به تیغ شمشیرش، رو به جانب دوزخ می‏نهادند.

سلام بر ابوالفضل علیه‏السلام ؛ بزرگ‏مردی که به یُمن نام بلندش، پرواز را می‏آموزیم و یادش هماره در مینای عشق می‏درخشد. سلام بر ابوالفضل علیه‏السلام ، که سرو بلند آزادگی را بر بام تاریخ ما می‏کارد، آینه‏های طور و تجلی را در برابر جوانان ما می‏افرازد و پرچم صلابت و سادگی، صبر و ایستادگی، شهادت و مردانگی را بر ایوان آیین زندگی جانبازان عزیز ما به اهتزاز در می‏آورد. سلامی ویژه، از هر سپیده‏دمان، تا هر شام‏گاهان، هزاران بار!

پاسدار نام‏آور

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پاسدار نام‏آور حماسه‏ی کربلاست. او فروزان اختر شجاعت و فرزانگی است که پرچم خونین انقلاب حسینی را برای همیشه بر فراز قلل مرتفع تاریخ، به اهتزاز درآورد. و اینک، همه‏ی کوهنوردان آزادی را به صعود برچکاد مبارزه فرا می‏خواند و در کلاس عقیده و جهاد، بدانان شور و شعور می‏آموزد.

ترنّم شگفتن نوگلی معطر

اینک، گلخنده‏های آسمان و زمین، و زمزمه‏های شورانگیز بلبلان شیدا، در سال‏روز میلاد حضرت عباس علیه‏السلام به گوش می‏رسد. دریچه‏ای از شادی بر دل‏ها گشوده شده و رنگین کمان شوق، فضای زندگی را آراسته است. صدای هلهله‏ی شادمانه‏ی عرشیان به گوش می‏رسد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دل‏ها را مفتون و مجذوب خویش ساخته است. عباس می‏آید و صفا و زیبایی و پاکی را به ارمغان می‏آورد. عباس می‏آید و کرامت و فضیلت و شهادت را با خود به همراه می‏آورد. مردی می‏آید که ابر رحمتِ اندیشه‏اش، همه‏ی تشنگان فضیلت راسیراب می‏کند. آری، اینک هوا عطر آلود و عنبرآمیز است و آبشاری از نور، از خنده‏های شادمانه‏ی خورشید، به مهمانی زمین آمده است. عباس‏بن علی علیه‏السلام به دنیای خاکی، گام نهاده است؛ هم او که آیه‏ی روشن کتاب استقامت است؛ بزرگ وارث ایثار و خون، پاسدار ایمان، یگانه‏ی دوران، وسعت همه‏ی نیکی‏ها، فرزند خورشید و مرزبان حماسه‏ی جاوید.

یاران! اینک به احترام قدم‏های پرصلابت عباس دلاور، عرشیان در گوش خاکیان، حدیث تهنیت می‏خوانند. این ولادت پرمیمنت بر شما نیز مبارک باد!

دانش ابوالفضل علیه‏السلام

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، زورق نشین دریای بی‏کرانه‏ی معرفت بود. به سان ماه تابان از خورشید وجود پدر، نور می‏گرفت و با فراستی چشم‏گیر و دقتی فراوان، خوشه‏چین خرمن حقایق ولایت بود. علی علیه‏السلام درباره‏ی دانش‏اندوزی فرزند خود چنین می‏فرماید: «همانا فرزندم عباس، در کودکی علم آموخت و به سان فرزند کبوتر که از مادرش، آب و غذا می‏گیرد، معارف را از من فرا گرفت».

کرامت‏های ابوالفضل علیه‏السلام

عباس علیه‏السلام به برکت ایثار و فداکاری بی‏مانندش، قبله‏ی دل‏هاست. حرم ملکوتی‏اش، آرام‏بخش دل عاشقان است. مردم درمانده‏ای که از همه جا ناامید شده‏اند، به بارگاه او که تجلی‏گاه رحمت الهی است، روی می‏آورند و شاد و خوشحال بازمی گردند. آن خانه‏ای که هرگز به روی حاجت‏مندان بسته نمی‏شود، خانه‏ی عباس، بنده‏ی وارسته‏ی خداست.

شمایل

حضرت عباس علیه‏السلام ، آیتی از جمال و زیبایی بود. رخساره‏اش زیبا، اندامش متناسب و نیرومند بود و آثار دلیری و شجاعت را به خوبی نمایان می‏ساخت. راویان، او را خوب‏رو و زیبا وصف کرده و گفته‏اند که رشیدی اندام و قامت ایشان به حدی بود که بر اسب نیرومند و بزرگی می‏نشست، ولی در همان حال، پاهایش بر زمین، خط می‏انداخت.

وفای عباس علیه‏السلام نسبت به برادر

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام به پیمانی که با خداوند برای حفظ بیعت خود با برادر، راهبر و امامش بسته بود، وفادار ماند. مردمان در طول تاریخ مانند این وفاداری را ندیده‏اند و زیباتر از این وفاداری در کارنامه‏ی وفای انسانی به ثبت نرسیده است. وفاداری که هرآزاده‏ی شریفی را به خود جذب می‏کند.

شعری از سیدراضی قزوینی درباره‏ی علم‏دار کربل

«ای ابوالفضل! ای بنیان‏گذار فضیلت و ایستادگی و خویشتن‏داری! فضیلت، جز تو را به پدری نپذیرفت. کوشیدی و به اوج عظمت و بزرگی دست یافتی، اما هر کوشنده‏ای به خواسته‏اش دست پیدا نمی‏کند. با عزت و سرافرازی و همت بلند از پذیرش ستم، سر باز زدی و پیکان نیزه‏ها را مرکب خود کردی».

تسلیم در برابر حق

عباس علیه‏السلام ، اسلام خود را در تسلیم خلاصه کرده بود؛ تسلیم در برابر خدا، و در برابر ولیّ امر مسلمانان. او با صدق و خلوص و آگاهی در راه تسلیم، گام نهاد و هرچه درتوان داشت در طَبَق اخلاص، تقدیم راه امام خود کرد و سرافرازانه جان باخت. آری، نتیجه‏ی آگاهی کامل و ایمان خالص، همین است.

خویشتن داری عباس علیه‏السلام

ابوالفضل علیه‏السلام در روز عاشورا، عزت نفس و خویشتن داری را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت. امویان به شرط کناره‏گیری از اردوی برادرش، وعده‏ی فرماندهی کل قوا به او دادند. ولی وی بر این وعده‏ی آنان تمسخر زد و با شوق و اخلاص به سوی لشکرگاه حسین علیه‏السلام شتافت و در راه دفاع از دین و آزادگی، جان خود را فدا کرد.

جهاد با نفس

به راستی که حضرت عباس علیه‏السلام در ستیز با دشمن، سنگ تمام گذاشت. بدنش مجروح گشت، دست‏هایش قطع شد، عمود آهنین بر فرقش زدند و تیر به چشم و مشک آب او رسید. کشت و کشته شد. ولی جهاد با نفس او ارزش‏مندتر است؛ زیرا با لب تشنه، آب را تا نزدیک دهان آورد. آن‏گاه از لب تشنه‏ی برادر و کودکان تشنه‏اش یاد کرد و آب را بر روی شریعه ریخت. و همین نشان دهنده‏ی جهاد عباس علیه‏السلام با نفس خویش است.

زیارت ابوالفضل العباس علیه‏السلام

زیارت ابوالفضل علیه‏السلام هم‏چون قدم‏گاه معرفت است و در این زیارت، گلواژه‏های عرشی، رایحه‏ی قدسی به وجود انسان می‏بخشند. یکایک واژه‏های آن، عطری از گلزار فضایل علوی در بردارد و مجموعه‏ی عبارت‏های زیارت، ویژگی‏های انسان کامل، عبدی صالح و رادمردی ملکوتی را نشان می‏دهد. زیارت او، سنخیتی روحی بین انسان و آن شخصیت ملکوتی پدید می‏آورد.

 

نام : حسين (سومين امام که به امر خداوند تعيين شده است (
کنيه :ابو عبد اللّه


لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زکى
پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع (
مادر: حضرت فاطمه (س (
تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مکان ولادت : مدينه
مدت عمر : 57 سال
علت شهادت : پس از روى کار آمدن يزيد، امام که او را نالايق  ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند.
قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها)
زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
مکان شهادت و دفن : کربلا


 

سال از دوران کودکى را در زمان حيات پر برکت رسول خدا (ص ) سپرى نمود. او شجاعترين امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص ) و حضرت على (ع ) در ايشان جمع بود.
خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين (ع ) استجابت دعا را قرار داده است . پيامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسينا يعنى : خداوند دوست ميدارد کسى را که حسين را دوست بدارد. پيامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسين پيشوايان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند.
پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسين (ع ) عهده دار امر امامت گرديد. معاويه پس از بيست سال حکومت ظالمانه و قتل و کشتار شيعيان به ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد. يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را زير پا مى گذاشت و آشکارا شراب مى خورد. امام حسين عليه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .
يزيد نامه اى به حاکم مدينه نوشت و به او دستور داد که از امام حسين (ع ) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) که حاضر به بيعت کردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مکه رفتند. در اين هنگام مردم کوفه که از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بيايد. امام حسين (ع ) نيز مسلم بن عقيل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود عبيداللّه بن زياد که از طرف يزيد به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و بى رحم بود، مردم کوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شکنى کردند و مسلم را تنها گذاشتند.
در نتيجه عبيداللّه ، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد. هنگامى که در ابتدا مردم کوفه با مسلم بيعت کردند، مسلم نامه اى به امام حسين (ع ) نوشت و به ايشان اطلاع داد که به کوفه بيايد. امام حسين (ع ) با خانواده و ياران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزديکى کوفه بود که خبر پيمان شکنى مردم کوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه بن زياد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پيدا کرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به کربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسين (ع ) را به شهادت برساند او را حاکم رى خواهد کرد.
عمر بن سعد که به طمع حکومت رى به کربلا آمده بود از هيچ ستمى فروگذار نکرد. دستور داد امام حسين (ع ) و يارانش را محاصره کنند و آب را بر روى آنان ببندند. ياران امام حسين (ع ) که از شجاع ترين افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى که بيش از 72 تن نبودند يکى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند. حر بن يزيد رياحى نيز که ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانيت امام حسين (ع ) را مشاهده کرد به سپاه امام پيوست و به شهادت رسيد.
واقعه کربلا گرچه از نظر زمان کوتاه بود و تنها يکروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا کارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهى است که از طفل شيرخوار تا پيرمرد محاسن سفيدش به بشريت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسين (ع ) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.
امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در کربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداکارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد

جشن سایه آفتاب در مرکز بیجار

      

              

              

    

گزارش عملکرد مرکز بیجار در گرامیداشت عید مبعث و برگزاری جشنواره سایه آفتاب در مرکز بیجار به منظور آشنا نمودن کودکان و نوجوانان با ابعاد شخصیتی پیامبر اسلام (ص) :

 1- برگزاری مسابقه کارت سازی در ارتباط با مبعث رسول خدا (ص) و تشکیل نمایشگاهی از اثار اعضا .

2- برگزاری مسابقه ادبی با عنوان نامه ای به پیامبر(ص)  و قرائت آثار منتخب در جشنواره سایه آفتاب بیجار.

3- برگزاری مسابقه نشریه دیواری با عنوان سایه آفتاب در مرکز .

4- برگزاری مراسم جشن و سرور در روز 28/4 برای اعضا پسر که در این مراسم برنامه شاد و متنوع توسط مربیان و اعضا شامل : قصه گویی ، معرفی شخصیت پیامبر (ص) و اجرا سرود و مسابقه  "اجرای سخنرانی" توسط اعضا ( با اعلام قبلی از اعضا خواسته شد تا درباره شخصیت رسول خدا (ص) به سخنرانی بپردازند و هر کدام از اعضا از نظر محتوا و فن بیان بهترین و طولانی ترین سخنرانی را ارائه میداد بعنوان سخنران برتر شناخته می شد ) همچنین اجرای مسابقه های شاد و متوع و سرگرم کننده از دیگر برنامه جشن سایه آفتاب مرکز بیجار بود .

5-در مورخه 31/4/88 برگزاری مراسم جشن و سرور برای اعضای دختر :

در این برنامه ضمن اجرای برنامه شاد و متنوع توسط اعضا ( اجرای سرود ، قرائت آثار ادبی اعضا ، قصه گویی ، شعرخوانی در باره مبعث پیامبر (ص) مسابقه سخنرانی ، اجرای مسابقه و سرگرمی و نقل احادیث پیامبر اسلام (ص) .

 

6- معرفی سری کتابهای "نگران پروانه ها" که در رابطه با ابعاد گوناگون زندگی رسول خدا (ص) می باشد .

شهادت امام موسی کاظم ع

نام:موسى‏ بن جعفر.

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

نكته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

تاریخ ولادت:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.

محل تولد: ابواء (منطقه‏اى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

نام مادر:حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

مدت امامت:از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.

تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

محل دفن: مكانی به نام مقابر  قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است


"نماز با زنجیر"

 همیشه در زنجیر

همیشه در زندان

دلش پر از غصه

لبش ولی خندان

 

همیشه در سجده

همیشه در تکبیر

همیشه می خواند او

نماز با زنجیر

 

«سیاهچال» و «نور» !

ستاره ای در بند !

سکوت و تاریکی

عبادت و لبخند !

 

همیشه ، خشم او

برای ظالم بود !

امید مظلومان

امام کاظم بود

 

سروده : جعفر ابراهیمی

وفات حضرت زينب س

 تلاش های حضرت زینب

حضرت زینب‏پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگربیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که‏رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت‏حسینی را به خوبی انجام‏داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی‏ها وناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق دین خود را به‏مکتب و رهبرش ادا کرد

زینب نقش نگهداری از قیام خون بار حسینی را بر عهده داشت که‏قطعا اگر او این بار را بر دوش نمی‏گرفت، خون حسین پایمال می‏شدو بسیار دشوار بود که نهضت ابی عبد الله علیه السلام به مردم‏اعلام و ابلاغ گردد و شاید بدون اسارت خاندان رسول الله وپیش‏تازی زینب کبرا در رسوا نمودن هیئت‏حاکم، و تبلیغ او ازانگیزه قیام برادرش، یزیدیان به هدف پلید خود نائل می‏آمدند ونام رسول الله (ص) را نه تنها از مناره‏های مساجد بلکه ازتاریخ، پاک و محو می‏کردند و این بود نیت‏شوم آنان. و زینب با مجاهدت و قیام شجاعانه خویش در برابر زورگویان وهم‏چنین فریب‏خوردگان زمانش، آن چنان از قیام حسین دفاع کرد که‏تا قیام رستاخیز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجودندارد و این نام جاودان و مقدس برای همیشه با عظمت و شموخ‏باید برده شد. زینب در پس آن مصیبت‏بزرگی که «تصغر عندها المصائب‏» آن چنان‏بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه‏ایستاد و سخنرانی کرد و خطابه خواند و مردم را بیدار کرد وحرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابین و دیگرحرکت‏های اسلامی آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار این‏حرکت عظیم زینبی، هویدا است و به برکت زینب و قیام مبارکش، هم‏چنان بیرق‏های خونین عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم ازظالم، در سراسر جهان افراشته می‏شود زیرا زینب بود که پیام‏خونین حسین را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند.

امام حسین علیه السلام قبل از شهادت سفارش‏های لازم را به‏زینب نمود و پرستاری نهضت را به او واگذار کرد و او را به صبرو بردباری امر نمود و به میدان با قلبی محکم و بی‏هراس ازآینده نهضت، حرکت کرد. زینب نیز پرچم پرافتخار حسین را بر دوش‏گرفت و نگذاشت این پرچم الهی بر زمین افتد و با اقتدار وشهامتی که تاریخ نظیرش را ندیده در برابر امیر خون آشام کوفه‏و شاه پلید شام لعنة الله علیهما ایستاد و با سخنرانی‏های‏جاودانه‏اش زندگی را در کامشان تلخ ساخت. راستی چه رادمردی است این زن، که با آن همه مصیبت‏های سخت که‏هر یک کوهی را به لرزه درمی‏آورد و انسان را مضطرب و از خودبی‏خبر می‏سازد، در برابر سنگدل‏ترین و تندخوترین و تبهکارترین‏انسان روی زمین، آن سان با کبر و مناعت‏برخورد می‏کند که همه‏را به شگفتی وامی‏دارد.

در مجلس یزید لعنة الله علیه، گفت و گوهای زیادی بین بانوی‏قهرمان کربلا و آن پلید رخ داده که همه‏اش دلالت‏بر عظمت وقهرمانی زینب دارد. نگاهی کوتاه به یک قسمت آن می‏کنیم تایادآور شجاعت فزون از حد زینب باشد. هنگامی که یزید با چوب خود، به دندان‏های مبارک امام حسین علیه‏السلام اشاره می‏کرد و آن اشعار معروف کفرآمیزش را می‏سرود، زنان‏بنی هاشم تاب تحمل این منظره را نداشتند و بی‏اختیار می‏گریستندولی زینب، بی‏آنکه خم به ابرو بیاورد، با کبر و مناعتی‏علی‏وار، بر آن سرکش غدار فریاد زد: «صدق الله یا یزید: ثم کان عاقبة الذین اساءوا السوآی ان‏کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون. ا ظننت‏یا یزید انه‏حین اخذت علینا باطراف الارض و اکناف السماء فاصبحنا نساق‏کما تساق الاساری ان بنا هوانا علی الله و ان بک علیه کرامة‏و توهمت ان هذا لعظیم خطرک فشمخت‏بانفک و نظرت فی عطفیک‏جذلان فرحا، حین رایت الدنیا مستوثقة لک و الامور متسقة علیک‏ان الله امهلک فهو قوله:«و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی‏لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین...» ا تقول: لیت اشیاخی‏ببدر شهدوا! غیر متاثم و لا مستعظم و انت تنکث ثنایاابی عبد الله بمحضرتک؟ و لم لا و قد نکات القرحة و استاصلت‏الشافة باهراقک هذه الدماء الطاهرة، دماء نجوم الارض من آل‏عبد المطلب؟!و لتردن علی الله وشیکا موردهم و عند ذلک تود ان کنت ابکم‏و اعمی. ا یزید و الله ما فریت الا جلدک و لا حززت الا لحمک وسترد علی رسول الله برغمک و لتجدن عترته و لحمته من حوله فی‏حظیرة القدس... و ستعلم انت و من بواک و مکنک من رقاب‏المؤمنین اذا کان الحکم ربنا و الخصم جدنا و جوارحک شاهدة علیک‏فانظر اینا شر مکانا و اضعف جندا.» ای یزید! آیا گمان کردی‏که چون بر ما سخت گرفتی و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ماتنگ کردی و سرانجام ما را مانند اسیران به این طرف و آن طرف‏کشاندی از این است که ما نزد خدایمان خوار گشته‏ایم و یا تو رادر پیش خدا قدر و منزلتی هست؟ و یا پنداشتی که این بزرگی مقام‏تو است؟! لذا چون دنیا را به کام خویش یافتی و کارها را وفق‏مراد خود دیدی با تکبر باد در دماغ افکندی و شادمان و مسرور،نگران آرزوهای خود شدی؟! بدان که اگر خدا به تو مهلت داده است‏از این جهت است که خود می‏فرماید:«آنان که کافر شده‏اند گمان نکنند که اگر مهلتی به آن‏ها دادیم‏به سود آنان است، بلکه به آن‏ها مهلت می‏دهیم تا بیش‏تر به گناه‏روی آورند و سرانجام عذابی دردناک و خوارکننده در انتظارشان‏خواهد بود.» آیا باز آرزو می‏کنی که: ای کاش نیاکان ما که دربدر کشته شدند، این جریانات را می‏دیدند!! بی آن که خود راگناهکار بدانی و یا گناه خویش را بزرگ شماری و اینک باچوبدستی خود بر دندان‏های امام حسین می‏زنی؟! حق داری! زیرا باریختن خون‏های پاک و مطهر این ستارگان روی زمین، عقده دل پلیدت‏گشوده می‏شود و نهال غمت ریشه‏کن می‏گردد! مطمئن باش تو نیز به‏زودی در پیشگاه خدای متعال بازگشت‏خواهی نمود و در آن جا است‏که آرزو خواهی کرد ای کاش در دنیا لال و کور بودی. ای یزید! به خدا سوگند! جز پوست‏خود نشکافتی و جز گوشت‏خودقطع نکردی و بر خلاف میل خود، به زودی نزد رسول خدا بازخواهی‏گشت و اهل بیت و پاره‏های تنش را در حظیرة القدس در کنارش باعزت و احترام خواهی یافت... و به زودی تو و آن کس که تو را برکرسی نشاند و بر گردن مؤمنین مسلط کرد، خواهید دانست کدام یک‏از ما بدکارتر و از حیث لشکریان ناتوان‏تریم، در آن روزی که‏داور خداست و خصم تو جد ما است و اعضا و جوارحت علیه تو گواهی‏خواهند داد. و اگر چه در این دنیا ما را به غنیمت گرفتی ولی‏به زودی غرامت‏خویش را از تو باز خواهیم ستاند. در تاریخ آمده است که پس از این سخنان شجاعانه زینب، چنان‏یزید و اطرافیانش زبون و حیرت‏زده گشتند که تا مدتی بی‏حرکت‏ماندند و یک خاموشی مرگ‏زا بر مجلس یزید حکمفرما شد، تو گوئی‏بر سرشان پرندگان نشسته بودند «کان علی رؤوسهم الطیر».

شهادت آن حضرت:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد

 

 کتاب آفتاب در حجاب نوشته سید مهدی شجاعی تو انتشارات کانون می باشد که در مورد زندگی آفتاب کربلا ، پیام آور عاشورا دخت گرامی مولای متقیان حضرت زینب س می باشد که برای نوجوانان چاپ و منتشر گردیده است

جشن مولود کعبه

                    

                   

                  

مرکز بیجار به مناسبت ولادت مولای مسلمانان جهان حضرت علی (ع) اقدام به برپایی جشنی با عنوان "مولود کعبه " نمود در این جشن که با حضور اعضا و مربیان برگزار شد شخصیت حضرت علی (ع) در قالب شعر خوانی و معرفی کتاب (علی ای همای رحمت ، ذکر خوش قرآن) معرفی گردید در ادامه جشن سوالاتی پیرامون زندگی مولای متقیان حضرت علی (ع) از اعضا پرسیده شد که در پایان به دو نفر برگزیده بین گروهها جوائزی اهدا گردید همچنین در خاتمه مسابقه "اشاره " و "ماهیگیری" بین اعضا اجرا گردید و در پایان با اجرای مولودی خوانی توسط دو تن از اعضای کانون به نامهای یاسر قمر پور و امیر رضا سعیدی مراسم جشن خاتمه یافت .

داستانهایی از رندگی حضرت علی (ع)

نوشته مجید ملا محمدی

شامل داستانهایی زیبا و خواندنی از زندگی حضرت علی (ع) مانند :

کودک آسمانی

جانشین خورشید

گردنبندی از ستاره

آغوش عطر آگین علی (ع)

پیراهن سه درهمی

خرمای تلخ

 

ذکر خوش قرآن

او یار محمد (ص)

او یار خدا بود

در چشم و دل او

آثار خدا بود

 

 

او بود که می برد

نان پیش یتیمان

مردی که به لب داشت

ذکر خوش قرآن

 

 

با هیچ ستمگر

 او صلح نمی کرد

او دادگری بود

بسیار جوانمرد

 

 

او بود که خوابید

در جای محمد (ص)

دنیای علی(ع) بود

دنیای محمد (ص)

 

سروده جعفر ابراهیمی