تئاتر خیابانی " یک مشت سیب"

یک مشت سیب در دستان کودکان کردستانی

گروه نمایش چرکنویس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  شهرستان بیجار به سرپرستی و کارگردانی سید یاسر هاشم زاده مربی فرهنگی کانون استان کردستان با آماده سازی نمایش خیابانی " یک مشت سیب "دقایق خاطره انگیزی را برای کودکان کردستانی رقم خواهد زد . بنا بر این گزارش ، نمایش فوق  با حمایت مدیریت محترم کانون استان کردستان و کمک کارشناسان کانون و مربی مسئول مرکز بیجار  در قالب نمایش های سنتی ایرانی به نویسندگی و کارگردانی سید یاسر هاشم زاده و بازی مهدی صفرپور و علی اصغر فیض الهی جهت  اجرا در محیط های باز و بمنظور آشنایی هر چه بیشترو زنده نگه داشتن این نمایش سنتی در بین کودکان کردستان تهیه شده است .

به همین منظور سید یاسر هاشم زاده نویسنده و کارگردان نمایش  گفت :

علاقه شخصی من به نمایشهای سنتی ایران باعث شد که سراغ این نوع اجرا بروم. برایم بسیار مهم بود که چطور می شود با کودک  امروز که ریتم و دغدغه اش تغییر کرده و زندگی اش دگرگون شده با چنین نمایشهایی هایی ارتباط برقرار کرد؟ نویسنده این نمایش گفت:  تئاتر یک مشت سیب به اتفاقی درباره اوستا و سیاه اشاره می کند که منجر به پیدا شدن سیبی قرمز  در کیسه اوستا به جای پول می شود آنها به سیب مشکوک شده و مجبور به معاینه آن می شوند در هنگام معاینه متوجه میشوند که از داخل سیب صدای قلب به گوش می رسد و ادامه ماجرا

هاشم زاده  در ادامه تاکید کرد: سعی کردیم متن را به گونه ای به اجرا درآوریم که برای کودک امروزی قابل درک و فهم باشد چرا که اکثریت کودکان  آشنایی چندانی با نمایشهای سیاه بازی و سایرگونه های نمایشی  ایرانی ندارند و یا شاید آشنایی آنها به واسطه نمایشهای کوتاهی باشد  که به شکل ناقص و یا مختصر در ایام مختلف و مکانهای محدود  باشد که تماشا کرده اند .

هاشم زاده  در ادامه تشریح کرد: نمایش "یک مشت سیب " جز تئاترهای سنتی است که بر پایه دیالوگ و بازیگر بنا شده و با کوتاه کردن بخش های تکراری اثر، و رعایت اصول سیاه بازی  روی صحنه خواهد رفت .

وی افزود : تماشاگر در تئاتر های من جایگاه ویژه ای داشته است. من به بازیگرم می گویم بازیگر اصلی تو تماشاگر است و باید علاوه بر بازیگر مقابلت او را هم با خود همراه کنی. من برای این امر نکاتی را طراحی کردم که منجر به این شد که نوع تمرکز تماشاگر در این نمایش فرق کند. من سعی کردم این همراهی را بیشتر کنم،  برای اینکه خودم را هم بتوانم آن طرف تصور کنم

.

وی خاطرنشان کرد : در نمایش سیاه بازی "یک مشت سیب " سعی شده که عناصر فانتزی لازمه کارکودک و فاکتورهای لازمه نمایشهای ایرانی با تلفیق هم در کنار کودکان و در محیط باز خیایانی اجرا شود چرا که متاسفانه نمایش سیاه بازی هم به جای اینکه در میان کودکان و کوچه و خیابان اجرا شود به صحنه های سربسته نمایش انتقال یافته و کودکان بجای سهیم بودن در نمایش های مختص خود فقط نظاره گر هستند . اما در این نمایش سعی شده که کودکان نیز در امر نمایش دخالت کنند و در رویدادها و کنش های نمایشی سهیم باشند .

وی در پایان افزود : از مدیریت محترم کانون استان کردستان سرکار خانم شیخی که از همان ابتدای امر از اجرای این نمایش حمایت کردند تشکر لازم را دارم و همچنین از کمکهای کارشناسان گرامی کانون و مسئول محترم مرکز بیجار به خاطر برنامه ریزیهای دقیق جهت تمرین در سالن نمایش کمال تشکر و قدردانی را دارم . امید است که گروه بتواند  لحظات به یاد ماندنی را برای تمام کودکان کردستان رقم بزند .

برگزاری کلاسهای ویژه در مرکز بیجار

مرکز فرهنگی هنری بیجار در ایام تعطیلات اقدام به برگزاری کلاسهای ویژه ی فرهنگی ، هنری و ادبی می نماید علاقمندان می توانند با حضور در کانون نسبت به ثبت نام در این کلاسها اقدام نمایند .


 کلاس بازیگری تئاتر

 کارگردانی تئاتر

انیمیشن

 نقاشی

 سفالگری

کارگاه شعر و داستان 


آدرس : بیجار خیابان شهید اردلان جنب بازار مرکز فرهنگی هنری بیجار تلفن : 4223501

نمایش عروسکی

سلام دوستاهای خوب  ما که هر روز و لحظه به لحظه به وبلاگ ما سر می زنید !!

از امسال سعی بر این شده که خیلی چیزا رو تغییر مثبت بدیم لااقل بتونیم نقاط ضعیف وبلاگمون  رو قویتر کنیم البته با کمک شما و نظرات و پیشنهادات شما عزیزان

خب این تصاویری که میبینید مربوط میشه به نمایش عروسکی با نام " گاو " که اعضای مرکز بیجار به تازگی شروع به تمرین کردن واسه جشنواره استانی که قراره 8 و 9 اردیبهشت در سنندج برگزار بشه ... باور کنید دلمون واسه ملاقات با هنرمندان و مربیان تنگ شده یه دیداری تازه کنیم با یک استکان چای نمایش پهلو !!

خب  حالا یه نیگاهی به این عکسا بندازید تا بعد ...

راستی به نظر شما قالب وبلاگ رو عوض کنیم بهتره یا همین بمونه ؟؟؟

 

گاو

نویسنده و کارگردان : سید یاسر هاشم زاده

بازیگران و عروسک گردانان : پیمان سرافراز ، محمد وطن خواه

نور : احمد امینی

کاری از : مرکز فرهنگی هنری بیجار






خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا رود دیوار کج !!!

در خلال زمانهایی دور شاید در عصر پارینه سنگی و یا شاید با اندکی نگاهی خوشبینانه در عصر کشف آتش مردمانی که شکار عنصر حیاتی آنها بود در غار آلتامیرا برای تسخیر روح شکار خود نقاشی طعمه مورد نظر را بر دیواره غارها میکشیدند و به جان آن می افتادند و به قول ما امروزیها آن را سوراخ سوراخ میکردند تا جاییکه نوک نیزه هایشان کج میشد و آهنگر سر کوچه ر به زحمت می انداختند تا در نهایت گاو میش بیچاره با دیدن عکس زخمی شده شد سرگرم شود و بومیان به جان شکار می افتادند و آن را صید میکردند .... نقطه سر خط .... و اما امروز در عصر دیجیتال چون شکار ها بسته بندی شده اند و شکاری گیر نمیآید هرکس بنا بر حرفه خود شکارش را بر دیواره ذهن خود میکشد و آن را سوراخ سوراخ میکند تا بلکه صاحب اندیشه ای و یا ابتکاری پوشالی شود و اینک من _ شاید ما _ که به ظاهر شکارگر حرفه ایی به نام " تئاتر " هستیم نیزه هایی ساخته ایم و آن را بر دیواره ذهن خود کشیده ایم و به جان این مقوله عظیم افتاده ایم "" نمایش خلاق "" بیچاره هم چون نوزادی سوراخ سوراخ شده در بغل ما افتاده است چرا ؟

_ و اینک جواب من شکارگر _ چون :

من نمایش خلاق اجرا میکنم _ و اصول را نمی دانم _  بگذارید از زبان انسانهای اولیه دربیایم و امروز حرف بزنم راحت و خود مانی

وقتی خاله من شله زرد می پزه میآم با بچه ها آن را به شکل نمایش خلاق اجرا میکنم

وقتی بابای من یک کیلو سیب زمینی میخره باید اون خرید رو به نمایش خلاق تغییر بدم

نون خشکی سر کوچه ما وقت ضیافت همسایه بغلی هم یاد میگیره نمایش خلاق رو چطور بازی کنه چون فنر ترازوش رو کوتاه میکنه

ننه جون من از این به بعد دندون مصنوعی اش رو به شکل نمایش خلاق از دهن اش در میاره و توی لیوان می زاره

بزارید برای یکبار هم که شده فریاد بزنم و داد  و هوار راه بندازم که آهای ملت آهای خودم !! اینی که به نام نمایش خلاق کار میکنم تئاتر نیست بلکه دشمن تئاتره ، ضد نمایشه چرا باید با ندانستن های خود مقوله عظیم نمایش خلاق رو به بازار کاسبی واسه ارائه فعالیت های خودم تبدیل کردم چرا باید از همین حالا ذهن کودک رو کج بالا بیارم اینی که من کار میکنم نمایش خلاق نیست .... نمی دونم شما هم فریاد من رو شنیدید یا نه اما اگه شنیدید بهم اخطار ندید چون با دیدن این همه کار غیر اصولی دچار سرطان حنجره شدم

خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا رود دیوار کج !!!

کارگاه نمایش خلاق

مرکز فرهنگی هنری بیجار اقدام به برگزاری کارگاه نمایش خلاق نمود این کارگاه که به مدت سه هفته برپاشده است بر اساس شیوه کار مدرس آلمانی خانم پروفسور هوفمن اداره میشود و دروس و شیوه کار وی در کارگاه بیجار اجرا میگردد .


نمایش خلاق

آیا به واقع نمایش خلاق تجسم حرکات ابتدایی و تقلید پیش پا افتاده کودک از یک قصه و یا داستان ارائه شده است ؟

جواب سوال را اگر از کودک بپرسید مطمئنا خواهد گفت که نه تنها از این کار لذت نبرده بلکه حتی باعث بیزاری او از نمایش هم شده است چرا که در این موارد فرد ناآشنا یا کج آشنا به مقوله نمایش خلاق ، کودک را بصورتی نا صحیح بر روی سن(؟!) می فرستد و از او می خواهد که قصه اش را در برابر دیدگان سایرین بازی و اجرا کند اما غافل از اینکه با این کار نا صحیح – کودک را بر روی صحنه فرستادن – اشتباه بزرگی در حق ذهن خلاق کودک مرتکب شده است چرا که سن به مانند سکوی ذره بینی و حفره دهان گشادی برای کودک است که به دنبال برایندی از یک قصه است که : نتیجه ، ترس از اجرا ، و خلاص شدن از نگاههای سایرین بعنوان تماشاگر دغدغه و مانع اصلی او می شود . در حالیکه باید بدانیم که کودک در جریان نمایش خلاق ، خود مجری این پروسه است و نیازی به تماشاگر ندارد . کودک به دنبال برآیند نمایش نیست بلکه در جریان فرایند کار به خود باوری اندیشه می رسد . کودک با رفتن روی صحنه دچار سنگینی اندیشه دوم خارج از ذهن او شده و مطمئنا نمی تواند در پروسه نمایش  خلاق جای بگیرد و اگر ما به نوعی این شیوه مرسوم نا صحیح را ادامه دهیم نتیجه اشن همان می شود که کودک با شنیدن نام نمایش ، چهارچوبی کلیشه ای در ذهن او پدیدار می شود : سن ... تماشاگر ... اجرا ... ترس و واهمه از بازی در نمایش و ... اما اگر کارکرد صحیح و اصولی و علمی این بحث عظیم به چالش کشیده شود نه تنها موارد فوق محو خواهند شد بلکه جایشان را به رشد و شکوفایی ذهنی کودک خواهند داد .

 

سید یاسر هاشم زاده – کارشناس هنرهای نمایشی

 

جایگاه نمایش خلاق کجاست ؟

جایگاه نمایش خلاق کجاست ؟

پیش در آمد ، صحنه اول :

برای تعریف و تعیین جایگاه نمایش خلاق با اندکی خوشبینی وافر !! می توان یک جمله را بیان کرد و آن هم بدون هیچگونه اغراقی می توان گفت نمایش خلاق – به شکل صحیح –جایگاهی با ثبات و  متداومی ندارد !! چرا که در طول سال که به کندی و گاهی به تندی می گذرد ،ما با افکار یک بعدی و گاهی هیچ بعدی در باره اجرای صحیح و درست نمایش خلاق مواجه می شویم که در بدنه اصولی نمایش خلاق جایی نداشته و اگر هم یک نفربعد از هزاره دوم – آنگاه که ابلیس خواب است و فریدون بیدار – بخواهد با تعدادی از هنرجویان کودک کار کند با دو مشکل عدیده مواجه می شود اول اینکه پیدا کردن جایی تنگ و تاریک برای جاری شدن فرایند نمایش خلاق و بدنه فکری کودکان و دوم نوع نگاه محقرو بی تفاوت بغل دستی !! – نمایش خلاق تفنن است!!!!!! –

برای ارائه تعریف نمایش خلاق آن هم بصورتی کاملا علمی و عملی خوشبختانه به بن بست می خوریم چراکه آشنایی با کارکرد تربیتی این مقوله در حد شناخت اورانوس می باشد !! فقط نگاه کرده ایم و علامت تعجب بزرگی روی سرمان پیدا شده و آخر سر گفته ایم که ما نه فضا پیما داریم و نه حوصله !!

گاهی هم به قولی قضیه بیخ پیدا می کند چرا که هم خودمان و کودک + ان را تا  سرحد ابتذال نمایش خلاق تنزل می دهیم و هم بدیهیات نمایش را تا سر حد حرکات مکانیکی و فاجعه بار اجرای یک قصه نا تمام سوق می دهیم تا جائیکه کودک در مقابل چشمها و دهان تا بنا گوش باز شده دوستانش بر روی صحنه سلاخی می شود ( نمایش خلاق فرایند است نه برایند !!!) و آخر سر نمی دانیم این کار ما نمایش خلاق بود یا طناب بازی بر روی آبشار نیاگارا و یا گودالهای عمیق مکزیک !!

به این ترتیب است که حتی گاهی با اندک تعریف یا شیوه ایی از نمایش خلاق نیز آشنا نشده ایم و حالت بدتر آن است که نمی خواهیم آشنا تر !! شویم چرا که در صورت مثقالی همت می توانیم تمارین و شیوه های نوین ایران و جهان ( بخوانید و بنویسید ) و اصول و کارکرد تربیتی تئاتر خلاق در کودکان را بیاموزیم و آنرا در مراکز بپرورانیم چرا که نمایش خلاق امری است علمی و فرمولی و به قولی تئاتر بیان حالات نا متعادل و یا افکار ذهنی و با تجسم حرکات یک فرد نیست بلکه یک فرمول است با اعداد و ارقام فراوان ، که در آنسوی علامت مساوی ، یک عدد حاصل میشود .

می بایست این جمله را در این ایام  تابستان نوشت و لمس کرد که :

نمایش خلاق تفنن نیست بلکه ضرورت است !!



«کسانی که گذشته خوبی ندارند زندگی نامه آینده شان کوتاه خواهد بود و وقتی شما در ایران آن ها را با قصه های شرقی آشنا می کنید آن ها با استفاده از این نمایش ها به هنر زندگی کردن پی می برند.» این بخشی از گفته های خانم پروفسور هوفمن مدرس تئاتر کودکان در مراسم افتتاحیه کارگاه تعلیم و تربیت است. کریستل هوفمن در این کارگاه ۱۰ روزه که صبح امروز دی ماه در مرکز تئاتر کانون آغاز شد به انتقاد از مربیانی پرداخت که بچه ها را در اجرای نمایش وسیله می دانند و گفت که آن ها نمایش کودکان را نوپا می بینند در حالی که کودکان با توانایی های ذاتی و طبیعی متخصص در بازی هستند و باید آن ها را آزاد گذاشت. کریستل هوفمن فارغ التحصیل هنرهای نمایشی دانشگاه تئاتر لایپزیک آلمان در کارنامه علمی و هنری خود از سال ۱۹۵۹ تا کنون سوابقی مانند مشاور هنرهای نمایشی لایپزیک، مشاور مدیر مرکز تئاتر برلن، مشاور علمی مرکز هنرهای بصری برلن، مسوول علمی دفتر ارتباطات بین المللی مرکز تئاتر کودک و نوجوان آلمان (۱۹۹۰- ۱۹۸۶) و مدیر این دفتر در سال آخر مسوولیت، مسوول بخش آموزش و پرورش مرکز تئاتر کودک و نوجوان فرایبورگ، سخنران دائمی دانشگاه تئاتر زوریج سوئیس و از سال ۱۹۹۴ استاد موسسه تئاتر آموزش Applied Sciences اوسنا بروک را ثبت کرده است. در این مراسم افتتاحیه سید مهدی شجاعی عضو هیات مدیره کانون و رئیس اسیتج (مرکز بین المللی تئاتر برای کودکان و نوجوانان) گفت: «تئاتر بیش از هر هنری بر عشق و انگیزه های درونی متکی است. اما بهره ای که هنرمندان این عرصه از این هنر می برند در برابر زحمتی که متحمل می شوند قابل مقایسه نیست.» شجاعی ضمن اشاره به تجربه موفق کارگاه پیشین خانم هافمن در ایران افزود: «پروفسور هوفمن را سمبل این عشق و علاقه می دانم که ۵۰ سال از زندگی خود را صرف آموزش به کودکان و تحقیق در این زمینه کرده است.» عباس طریقت معاون فرهنگی کانون نیز بر پیش بردن همزمان محتوا و تکنیک در هنر ارزشمند تئاتر تاکید کرد و گفت: «اعتماد به نفس و تمرین فعالیت های گروهی از نتایج مثبت نمایش است.» سید مظفر شجاعی مدیر امور بین الملل و رئیس حوزه مدیر عامل نیز توضیح داد که: «تغییر ساختار مرکز تئاتر کانون به مدیریت تئاتر و قرار گرفتن زیر مجموعه معاونت فرهنگی کانون باعث شد امکان برگزاری این دوره ها در سطح کشوری و برای مربیان کانون استان های مختلف فراهم شود.» این دوره آموزشی تا ۲۸ دی ماه در مرکز تئاتر کانون هر روز از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷ در حال برگزاری است. روز دوشنبه مورخ ۲۸/۱۰/۸۸ نیز در محل آفرینش های هنری کانون نشستی با حضور خانم هافمن و هنرمندان ایرانی و اهالی قلم و مطبوعات برگزار خواهد شد. تئاتر و نقش آن در تربیت کودکان موضوع این نشست است.

نگاهی به‌ نمایش سنتی "پانچ و جودی"

نمایش "پانچ و جودی" خیمه‌شب‌بازیِ مردمیِ در انگلیس است که شخصیت‌های اصلی آن، پانچ و همسرش، جودی، هستند. این نمایش شامل سلسله‌ای از صحنه‌های کوتاه‌اند که هر یک نمایشگر برخورد میان دو شخصیت‌، و اغلب پانچِ هرج‌ومرج‌گرا و شخصیتی دیگر است. این نمایش به شکل سنتی توسط یک عروسک‌گردان اجرا می‌شود که استاد نامیده می‌شود.
برای ریشه‌یابی نمایش پانچ و جودی باید به قرن‌ها پیش بازگشت ، به دوران‌های الیزابت و استوارت که در بریتانیا نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی رواج بسیار داشت و خصوصاً در بازارهای مکاره شکل شایعی از سرگرمی‌های عامه بود و موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شد: قصه‌های انجیل؛ افسانه‌های فاوست، جرج قدیس و دیک ویتینگتن؛ وقایع تاریخی‌ای چون توطئه‌ی باروت (نقشه‌ی به آتش کشیدن پارلمان) و نظایر آن. بنا به نوشته‌ی سمیوئیل پیپایز سال 1662 سال تولد نیای نمایش پانچ و جودی است. در این سال شخصیت جدیدی به نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی راه یافت که اصلیتی ایتالیایی داشت (ریشه‌ی این نمایش را می‌توان در کمدی دل‌آرته یافت) و نامش پولیچینلا یا پانچینلو بود که به‌تدریج به پانچ (Punch) تغییر یافت. این شخصیت مرد گوژپشت و چاقی بود که صدایی زیر و جیغ‌جیغی داشت، لباس‌های اجق‌وجق رنگارنگ می‌پوشید و اغلب صحبت شخصیت‌های جدی نمایش را با متلک‌ها و دیگر حرکات اخلاقی قطع می‌کرد.
اولین نمایش از این دست نزدیکِ کلیسای سنت پل در کاونت گاردن لندن اجرا شد. بنا به نوشته‌ی پیپایز، این خیمه‌شب‌بازی را عروسک‌گردانی ایتالیایی به نامِ پیترو جیمونده مشهور به سینیور بولونیا برگزار کرد: «... نمایشی ایتالیایی که درون محوطه‌ای اجرا می‌شود و بسیار بسیار زیبا است، بهترین نمایشی که تا به حال دیده‌ام، نمایشی پر از دلاوران». پیپایز بارها و بارها برای دیدن نمایش رفت و هر دفعه نیز از دیدن آن بسیار مشعوف شد. آنچه پیپایز دیده بود، خیمه‌شب‌بازی بود و نه نمایشی با عروسک‌های دست‌کشی و جیمونده نمایشش را درون خیمه اجرا می‌کرد.
پانچ در مدت زمانی اندک به چنان محبوبیتی دست یافت که در سال 1682 نمایشی کوتاه مختص پانچ شکل گرفت. محور این نمایش جنگ و دعواهای میان پانچ و زن سلیطه‌اش، خانم پانچ، بود که نام کوچکش در آن دوران جون (Joan) بود. دیگر خصوصیت متداول این نمایش‌ مواجهه‌ای با شیطان بود. در 10 مه 1699 یکی از نویسندگان نشریه‌ی جاسوس لندن خاطرنشان شد که در بازار جشن بهاره شاهد «مکالمه‌ای بی‌معنا میان شیطان و پانچینلو» بوده است. پایان این صحنه متفاوت است: بیش‌تر مدارک باقی‌مانده از قرن هیجدهم مؤید اظهارنظر استرات در سال 1802 هستند مبنی بر آن که «عموماً در پایان این خیمه‌شب‌بازی، شیطان پانچ را از صحنه به در می‌کند»، اما شماری از نویسندگان نیز بر آن‌اند که همیشه پانچ بوده که دمار از روزگار شیطان درمی‌آورده است.
در سال 1828، روزنامه‌نگاری به نامِ جان پین کالیر با عروسک‌گردانی به نامِ جووانی پیچینی مصاحبه کرد و متن نمایش او با عنوان پانچ و جودی را تقریر کرد و تصویرگری به نام جرج گروک‌شنک صحنه‌هایی از این خیمه‌شب‌بازی را به تصویر کشید. طرح اصلی این نمایش همان طرحی است که از آن زمان تا به امروز اجرا می‌شود: پانچ از دست بچه‌اش عصبانی می‌شود و او را می‌کشد، با زنش دعوا می‌کند و او را می‌کشد، به همین منوال، به صورت مکرر شماری از شخصیت‌ها را می‌کشد، پلیسی را کتک می‌زند، جک کچ، مأمور اجرای مراسم اعدام، را فریب می‌دهد تا به جای او خودش را اعدام ‌کند و سرآخر شیطان را نیز می‌کشد. بعدها عروسک‌گردان‌ها، به نوبه‌ی خویش شخصیت‌ها و ماجراهایی را به این نمایش افزودند مخصوصاً، یک دلقک، شبح، خادم کلیسا، ژاندارم و تمساح، همچنین نقش سگی دست‌آموز (سگی واقعی و نه عروسک خیمه‌شب‌بازی) را هم بسط دادند؛ تا امروز اگر چه کلیت نمایش ثابت مانده است، هیچ دو نمایشی وجود نداشته که در تمامی جزئیات شبیه بوده باشند.
اواخر قرن نوزدهم میلادی، نمایش پانچ تغییراتی را در محل برگزاری و فضای نمایش به خود دید و از نمایشی خیابانی که در بازارهای مکاره و اساساً برای بزرگ‌سالان اجرا می‌شد، به تئاتری برای کودکان در تعطیلاتِ کنار دریا و مهمانی‌های کریسمس تغییر ماهیت داد. از سال 1962، هم‌زمان با سیصدمین سالِ ورود پانچ به انگلیس، این نمایش احیایی قدرتمند را تجربه کرد، و به شکلی فزاینده با سلایق کودکان تطبیق یافت و به مانند نمایش‌های لال‌بازی یا پانتومیم، هر چه بیش‌تر مشارکت این دسته از مخاطبان را فراخواند و در نتیجه با انتظارات آن‌ها سازگارتر شد تا خشونت ناخوش‌آیندِ طرح کلی این نمایش را تعدیل کند.
به طور سنتی، استادان این نمایش خود عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را می‌سازند و به شکلی وسواس‌گونه بر روش شخصی خود پافشاری می‌کنند؛ همچنین از ابزاری فلزی به نام سوازل (swazzle) یا سواچل (swatchel) استفاده می‌کنند، وسیله‌ای که در دهان می‌گذارند تا صدای انسانی را به صدای جیغ‌مانند پانچ تبدیل کنند. برخی خانواده‌ها پانچ را نسل‌اندرنسل اجرا می‌کنند. «متن» نمایش همواره به دگرگونی‌ها و بداهه‌پردازی‌هایی گشوده است که بر ساختاری مرکزی استوارند و همین ترکیبِ سیالیت و صلبیت، فردیت و گم‌نامی (استوار بودن بر سنت) از نمایش پانچ و جودی هنری فولکوریک می‌سازد.
واریاسیون‌های نمایش مذکور را می‌توان در کل اروپا دید. همان‌طور که گفته شد، پانچ در ایتالیا پولچینلا خوانده می‌شود. در آلمانی، پانچ را کاسپر می‌نامند و جودی را گرت؛ در هلند یان کلاسن (پانچ) و کاترین (جودی)؛ در دانمارک مستر جَکِل؛ در روسیه پتروشکا؛ در رومانی واسیلاچ و در فرانسه پولیشنل.
نمایش مذکور تأثیر فراوانی بر فرهنگ و هنر بریتانیا گذاشته است، فی‌المثل سریال پرطرفدارِ خانواده‌ی سیمپسن بر طرح کلی پانچ و جودی استوار است. مجله‌ی پانچ مجله‌ی طنز پرطرفداری است که مدت‌های مدیدی است در بریتانیا منتشر می‌شود. راسل هوبان در سال 1980 رمانی علمی-تخیلی به نام ریدلی واکر نوشت که عروسک خیمه‌شب‌بازی پانچ نقشی اساسی در آن ایفا می‌کند. فیلم پانچ و جودی مَن که در سال 1961 ساخته شد، ملهم از این نمایش است. در سال 1967 هم اپرایی با نام این نمایش اجرا شد که برداشتی تلخ از این متن سنتی است. گروه راک ماریلیون نیز ترانه‌ای به همین نام دارند. این فهرست را می‌توان به همین صورت ادامه داد و ترانه‌ها، رمان‌ها، داستان‌های مصور و دیگر محصولات هنری‌ای را نام برد که ملهم از این نمایش خیمه‌شب‌بازی‌اند.

منبع : سایت ایران تئاتر

نقل قول از سایت پاکان

تاريخچه نمايش عروسكي

 

 

 

 

 

هنر عروسك گرداني هنري است كه مي توان گفت از هزاران سال پيش معمول بوده است . لكن كسي نمي داند در كجا و در چه زماني عروسكها بوجود آمده اند . اما آنچه به تحقيق معلوم شده است در جوامع اوليه عروسكها براي مقاصد مذهبي استفاده مي گرديد.

  " شامانيسم " علم تحقيق درباره انسانهايي كه قدرت مافوق انساني دارند و به همان فردي كه داراي اين علم است ، شمن يا شامان گفته مي شود .

شامانيسم يكي از عوامل پيدايش نمايش عروسكي است . شمن يا شامان و يا رهبر قبيله از غار صداي وحشتناك در مي آورده و ماسك مي زده ، آنگاه به تدريج ماسكها متحرك شده و عروسك بوجود آمده است . كاهنها داخل بتها مي رفتند و با سر و صدا و حركت بست سعي در زنده نشان دادن بت داشتند .

رهبران مذهبي در آن دوره ها ماسكها و اشكال متحركي را بعنوان سمبل خدايان خود بكار مي بردند و از نوعي صفات مرموز آن ها مردم را به حال ترس و وحشت نگاه مي داشتند تا قدرت و نفوذ را براي خود به دست بياورند و طبعا اسرار ابهام آميز عروسكها را با مهارتي تمام حفظ مي كردند .

 

 

 

 

 اما در مورد اينكه نمايش عروسكي مربوط به چين و مصر مي باشد آنچه مسلم است در دو كشور هند و چين نمايش عروسكي ( البته به غير از بونراكوي ژاپن ) را تجربه نموده اند .

نمونه اي از اجراي نمايش عروسكي توسط هنديها مربوط به بهرام گور مي شود كه در آن زمان حدود شش هزار نوازنده و بازيگرد دوره گرد و كولي هند به ايران آمده بودند و طبعا نمايش عروسكي نيز يكي از كارهاي نمايشي آنها بوده است .

  در راستاي مباجث بالا از ارسطو و هومر متوني وجود دارد كه نشان مي دهد چگونه غربيها از هنديها ( شرقي ها ) و بيوانس ها ، هنر عروسكي را آموخته اند .

و اما هردوت ( 484 _ 425 ق.م ) نيز مي نويسد :

از تئاتر ماسك دو شكل اجرايي متولد شد ، يكي تئاتر عروسكي و دومي مدتها بعد بصورت تئاتر انساني در آمد كه هنرپيشه ماسك را رها كرده و به همان صورت كه در طبيعت است ظاهر شد .پس از آنكه ماسك از هنرپيشه جدا شد ، به بالاي سر او منتقل شد و به صورت عروسك ميله اي در آمد . نخست اين عروسك بوسيله دست بازي مي شدند و بعدها از دست نيز دور شده و بلافاصله از عروسك گردان بوسيله نخ و ريسمانهايي بصورت عروسك نخي هدايت مي شوند .

 

 

 

به نظر مي رسد اولين مرجع درباره نمايش عروسكي " گزنفون " مي باشد كه در سال 442 قبل از ميلاد از خانه يك مرد آتني به نام "كالياس" ديدن كرده است . كالياس ميزبان براي سرگرمي ميهمانش با تئاتر عروسكي يك گروه نمايش سيار را از " سيرلكوس" اجير كرده بود . گزنفون همچنين گزارش مي دهد كه يك نفر به تئاتر عروسكي علاقه نداشت و بدان توجه نمي كرده است و او كسي جز "سقراط " نيست .

 برخي از بهترين تاييدهايي كه ما از دانش مردم و آگاهي آنها بر تئاتر عروسكي كه در دوره هاي كلاسيك داريم ، استفاده گسترده اي است كه از عروسك در ادبيات شده است . حال به ارسطو گوش فرا  دهيم كه مي گويد چگونه خداي خدايان به سادگي هستي را هدايت مي كند .  آنچه كه مورد نياز است ، عمل و اراده اوست . بهمان گونه كه هدايت يك عروسك كه بوسيله كشيدن نخ ها ، سر و دسته هاي اين موجود كوچك ، سپس شانه ها و چشم ها و ساير اعضاي بدنش را حركت مي دهد و عروسك شادمانه واكنش نشان مي دهد .

 پس از بلوغ اين فرزند راستين هنر ، يعني از زمانيكه تئاتر عروسكي خصوصيات ويژه خود را يافت و منتقل شد در هر كشوري از آئين و سنن آن ها بهره گرفته  و منعكس كننده تمدن و نحوه تفكر آن ملل گرديد ، فرهنگ هر كشوري در تئاتر عروسكي متجلي شد . تئاتر عروسكي بصورت تجلي گاه ايمان و انديشه هاي مختلف گرديد .

 در هندوستان اعتقاد بر اين است كه عروسك از طرف ماك خداي خدايان بر زمين فرستاده شده است . در مصر و يونان باستان ، خدايان را از زبان عروسكها بازگو مي كردند تا از اين طريق به اين گفتارها حالتي فراانساني داده و تاثير آن ها را بيشتر نمايند .

 پس از سقوط امپرطوري رم ، به تئاتر عروسكي ضربه مهلكي وارد آمد . عروسك بازان در كشورهاي مختلف سرگردان شدند و بصورت گروهاي بسيار و دوره گرد فعاليتهاي خود را ادامه دادند و احتمالا فقط به كمك هوش سرشار خود توانستند ادامه حيات بدهند و بدين طريق تئاتر عروسكي را از نابودي نجات دادند و چنين است كه نمايش عروسكي تا زمان ما راه يافته است چرا كه نمايش عروسكي در هر زمان با تواضع و پذيرفتن معياري جديد توانست با زمان هماهنگ شود و از طريق خصوصيات و عناصر خاص نمايش خود آنچه را در هر زمان در حال وقوع و تكوين بود ، منعكس نمايد .

 بدرستي مشخص نيست كه نمايش عروسكي از كشفيات چه كشوري مي باشد . اما آنچه مسلم است شرق خاستگاهنمايش عروسكي است و همواره در آن اينگونه نمايش ها به روي صحنه جهت مشاهد مردم عادي آورده مي شده است . هند و ايران و چين از اين دست كشورها مي باشند .