لحظه ای با حافظ

چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست * سخن شناس نه‌اي جان من خطا اين جاست
..........................
سرم به دنيي و عقبي فرو نمي‌آيد * تبارک الله از اين فتنه‌ها که در سر ماست
..........................
در اندرون من خسته دل ندانم کيست * که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
..........................
دلم ز پرده برون شد کجايي اي مطرب * بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
..........................
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود * رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
..........................
نخفته‌ام ز خيالي که مي‌پزد دل من * خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
..........................
چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم * گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
..........................
از آن به دير مغانم عزيز مي‌دارند * که آتشي که نميرد هميشه در دل ماست
..........................
چه ساز بود که در پرده مي‌زد آن مطرب * که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
..........................
نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند * فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست
..........................


نمایش خلاق

آیا به واقع نمایش خلاق تجسم حرکات ابتدایی و تقلید پیش پا افتاده کودک از یک قصه و یا داستان ارائه شده است ؟

جواب سوال را اگر از کودک بپرسید مطمئنا خواهد گفت که نه تنها از این کار لذت نبرده بلکه حتی باعث بیزاری او از نمایش هم شده است چرا که در این موارد فرد ناآشنا یا کج آشنا به مقوله نمایش خلاق ، کودک را بصورتی نا صحیح بر روی سن(؟!) می فرستد و از او می خواهد که قصه اش را در برابر دیدگان سایرین بازی و اجرا کند اما غافل از اینکه با این کار نا صحیح – کودک را بر روی صحنه فرستادن – اشتباه بزرگی در حق ذهن خلاق کودک مرتکب شده است چرا که سن به مانند سکوی ذره بینی و حفره دهان گشادی برای کودک است که به دنبال برایندی از یک قصه است که : نتیجه ، ترس از اجرا ، و خلاص شدن از نگاههای سایرین بعنوان تماشاگر دغدغه و مانع اصلی او می شود . در حالیکه باید بدانیم که کودک در جریان نمایش خلاق ، خود مجری این پروسه است و نیازی به تماشاگر ندارد . کودک به دنبال برآیند نمایش نیست بلکه در جریان فرایند کار به خود باوری اندیشه می رسد . کودک با رفتن روی صحنه دچار سنگینی اندیشه دوم خارج از ذهن او شده و مطمئنا نمی تواند در پروسه نمایش  خلاق جای بگیرد و اگر ما به نوعی این شیوه مرسوم نا صحیح را ادامه دهیم نتیجه اشن همان می شود که کودک با شنیدن نام نمایش ، چهارچوبی کلیشه ای در ذهن او پدیدار می شود : سن ... تماشاگر ... اجرا ... ترس و واهمه از بازی در نمایش و ... اما اگر کارکرد صحیح و اصولی و علمی این بحث عظیم به چالش کشیده شود نه تنها موارد فوق محو خواهند شد بلکه جایشان را به رشد و شکوفایی ذهنی کودک خواهند داد .

 

سید یاسر هاشم زاده – کارشناس هنرهای نمایشی

 

جایگاه نمایش خلاق کجاست ؟

جایگاه نمایش خلاق کجاست ؟

پیش در آمد ، صحنه اول :

برای تعریف و تعیین جایگاه نمایش خلاق با اندکی خوشبینی وافر !! می توان یک جمله را بیان کرد و آن هم بدون هیچگونه اغراقی می توان گفت نمایش خلاق – به شکل صحیح –جایگاهی با ثبات و  متداومی ندارد !! چرا که در طول سال که به کندی و گاهی به تندی می گذرد ،ما با افکار یک بعدی و گاهی هیچ بعدی در باره اجرای صحیح و درست نمایش خلاق مواجه می شویم که در بدنه اصولی نمایش خلاق جایی نداشته و اگر هم یک نفربعد از هزاره دوم – آنگاه که ابلیس خواب است و فریدون بیدار – بخواهد با تعدادی از هنرجویان کودک کار کند با دو مشکل عدیده مواجه می شود اول اینکه پیدا کردن جایی تنگ و تاریک برای جاری شدن فرایند نمایش خلاق و بدنه فکری کودکان و دوم نوع نگاه محقرو بی تفاوت بغل دستی !! – نمایش خلاق تفنن است!!!!!! –

برای ارائه تعریف نمایش خلاق آن هم بصورتی کاملا علمی و عملی خوشبختانه به بن بست می خوریم چراکه آشنایی با کارکرد تربیتی این مقوله در حد شناخت اورانوس می باشد !! فقط نگاه کرده ایم و علامت تعجب بزرگی روی سرمان پیدا شده و آخر سر گفته ایم که ما نه فضا پیما داریم و نه حوصله !!

گاهی هم به قولی قضیه بیخ پیدا می کند چرا که هم خودمان و کودک + ان را تا  سرحد ابتذال نمایش خلاق تنزل می دهیم و هم بدیهیات نمایش را تا سر حد حرکات مکانیکی و فاجعه بار اجرای یک قصه نا تمام سوق می دهیم تا جائیکه کودک در مقابل چشمها و دهان تا بنا گوش باز شده دوستانش بر روی صحنه سلاخی می شود ( نمایش خلاق فرایند است نه برایند !!!) و آخر سر نمی دانیم این کار ما نمایش خلاق بود یا طناب بازی بر روی آبشار نیاگارا و یا گودالهای عمیق مکزیک !!

به این ترتیب است که حتی گاهی با اندک تعریف یا شیوه ایی از نمایش خلاق نیز آشنا نشده ایم و حالت بدتر آن است که نمی خواهیم آشنا تر !! شویم چرا که در صورت مثقالی همت می توانیم تمارین و شیوه های نوین ایران و جهان ( بخوانید و بنویسید ) و اصول و کارکرد تربیتی تئاتر خلاق در کودکان را بیاموزیم و آنرا در مراکز بپرورانیم چرا که نمایش خلاق امری است علمی و فرمولی و به قولی تئاتر بیان حالات نا متعادل و یا افکار ذهنی و با تجسم حرکات یک فرد نیست بلکه یک فرمول است با اعداد و ارقام فراوان ، که در آنسوی علامت مساوی ، یک عدد حاصل میشود .

می بایست این جمله را در این ایام  تابستان نوشت و لمس کرد که :

نمایش خلاق تفنن نیست بلکه ضرورت است !!



برگزاری مراسم رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب در مرکز بیجار

برگزاری مراسم رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب در مرکز بیجار  

به مناسبت رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) مراسمی با عنوان کوچ خورشید در مرکز فرهنگی هنری بیجار برپا گردید در این مراسم برنامه هایی همچون  معرفی شخصیت امام (ره) ، معرفی واقعه 15 خرداد ، قصه گویی ، اجرا شد و اعضا با شخصیت امام خمینی (ره) بیشتر آشنا گردیدند .

لحظه ای با حافظ

اي شاهد قدسي که کشد بند نقابت * و اي مرغ بهشتي که دهد دانه و آبت
..........................
خوابم بشد از ديده در اين فکر جگرسوز * کاغوش که شد منزل آسايش و خوابت
..........................
درويش نمي‌پرسي و ترسم که نباشد * انديشه آمرزش و پرواي ثوابت
..........................
راه دل عشاق زد آن چشم خماري * پيداست از اين شيوه که مست است شرابت
..........................
تيري که زدي بر دلم از غمزه خطا رفت * تا باز چه انديشه کند راي صوابت
..........................
هر ناله و فرياد که کردم نشنيدي * پيداست نگارا که بلند است جنابت
..........................
دور است سر آب از اين باديه هش دار * تا غول بيابان نفريبد به سرابت
..........................
تا در ره پيري به چه آيين روي اي دل * باري به غلط صرف شد ايام شبابت
..........................
اي قصر دل افروز که منزلگه انسي * يا رب مکناد آفت ايام خرابت
..........................
حافظ نه غلاميست که از خواجه گريزد * صلحي کن و بازآ که خرابم ز عتابت
..........................