نمایش خلاق
آیا به واقع نمایش خلاق تجسم حرکات ابتدایی و تقلید پیش پا افتاده کودک از یک قصه و یا داستان ارائه شده است ؟
جواب سوال را اگر از کودک بپرسید مطمئنا خواهد گفت که نه تنها از این کار لذت نبرده بلکه حتی باعث بیزاری او از نمایش هم شده است چرا که در این موارد فرد ناآشنا یا کج آشنا به مقوله نمایش خلاق ، کودک را بصورتی نا صحیح بر روی سن(؟!) می فرستد و از او می خواهد که قصه اش را در برابر دیدگان سایرین بازی و اجرا کند اما غافل از اینکه با این کار نا صحیح – کودک را بر روی صحنه فرستادن – اشتباه بزرگی در حق ذهن خلاق کودک مرتکب شده است چرا که سن به مانند سکوی ذره بینی و حفره دهان گشادی برای کودک است که به دنبال برایندی از یک قصه است که : نتیجه ، ترس از اجرا ، و خلاص شدن از نگاههای سایرین بعنوان تماشاگر دغدغه و مانع اصلی او می شود . در حالیکه باید بدانیم که کودک در جریان نمایش خلاق ، خود مجری این پروسه است و نیازی به تماشاگر ندارد . کودک به دنبال برآیند نمایش نیست بلکه در جریان فرایند کار به خود باوری اندیشه می رسد . کودک با رفتن روی صحنه دچار سنگینی اندیشه دوم خارج از ذهن او شده و مطمئنا نمی تواند در پروسه نمایش خلاق جای بگیرد و اگر ما به نوعی این شیوه مرسوم نا صحیح را ادامه دهیم نتیجه اشن همان می شود که کودک با شنیدن نام نمایش ، چهارچوبی کلیشه ای در ذهن او پدیدار می شود : سن ... تماشاگر ... اجرا ... ترس و واهمه از بازی در نمایش و ... اما اگر کارکرد صحیح و اصولی و علمی این بحث عظیم به چالش کشیده شود نه تنها موارد فوق محو خواهند شد بلکه جایشان را به رشد و شکوفایی ذهنی کودک خواهند داد .
سید یاسر هاشم زاده – کارشناس هنرهای نمایشی
چه خوب است داشتن دوستی صمیمی که لحظه های تنهایی را پر کند و هر آن که اراده کردی در کنارت باشد . چه جالب است ، بودن چراغی که در تاریکی ها و کوره راهها در دسترس قرار گیرد و بتوانی به مدد آن راه و بیراه را از هم بشناسی.