بهار پرده و قالی
چقدر «پنجره تنهاست»
و دست باغچه خالی است
درخت ، شاخه و برگش
دچار بی پر و بالی است
دل درختچه ها خوش
به برگهای خیالی است
فضای سوخته باغ
پر از کلاغِ زغالی است
ولی کنار من ، اینجا
بهار پرده و قالی است
از مجموعه شعر برای نوجوان " باز با باران"
سروده بیوک ملکی
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:37 توسط س. ی. هاشم زاده
|
چه خوب است داشتن دوستی صمیمی که لحظه های تنهایی را پر کند و هر آن که اراده کردی در کنارت باشد . چه جالب است ، بودن چراغی که در تاریکی ها و کوره راهها در دسترس قرار گیرد و بتوانی به مدد آن راه و بیراه را از هم بشناسی.